نوشته‌ها با برچسب ‘نقد’

۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark دی ۱۶م, ۱۳۸۸

بعد از مدتها یک متنی به دستم رسید. دوستی لطف کرده بود و از نوشته‌ام نقدی نوشته بود و به ایمیلم فرستاده بود. از این جنگولک پنگولکها آمده بود برایم وقتی که بازش کردم. یک فایل تکست بود. یادم رفته که چه جوری می‌شد این خرچنگ قورباغه‌ها تبدیل به فارسی کنم. یادمه جوان که بودیم از فرانت پیج استفاده می‌کردم. حالا یک کاریش باید بکنم.

یادش به خیر، اولین بار بعد از مدتها که به یک ارور جاوایی خوردم بعد از مدتها کار نکردن با جاوا یک جایی ذخیره‌اش کردم. اسکرین شاتش هم مدتی روی دسکتاپم بود. این هم شده تیریپ همان.




۴ کامنت »         لینکک Share/Bookmark اسفند ۲۲م, ۱۳۸۷

آخر خوب بلد نیستی چیزی را نگو، یا بگو که فکر کنم این‌جوری باشد یا این که بگو که به نظر من این‌جوری و نه بیا با قاطعیت استناد کن به این شعر فردوسی و ازش استفاده کن و زن ستیزی را به تاریخچه‌ی اساطیری ایران هم پیوند بزن. که اگر فکر می‌کنی فردوسی با گفتن این بیت زن ستیز بوده، پس من هم هستم. بیتی (یکی از ابیات) که از فردوسی در این برنامه‌ی کافه رادیو (که حیف آن وقتی که گذاشتم و برنامه‌اشان را گوش دادم) پخش شد این بود.

زن و اژدها هر دو در خاک به – - – جهان پاک از این هر دو ناپاک به

گوینده با استناد به این بیت چنین نتیجه گرفت که بله زن ستیزی از نخستین روزهای ایران وجود داشته و حتی فردوسی هم آن را نقل کرده. آخر برادر خوب اگر تو هم داستان آن قسمت شاهنامه را می‌خواندی متوجه می‌شدی که فردوسی منظورش همه‌ی زنهای روی زمین نبوده و زنانی که سرشت پلیدی دارند را به مانند اژدهاهایی تشبیه کرده که بهتر هست هر دوتایشان از روی زمین نابود شوند.

اصلا کسی که گردآفرید (به ضمه‌ی گ و به معنی پلهوان آفریده شده) را به صورت گردآفرید (به کسره‌ی گ و به معنی آفریده شده به صورت دایره) بخواند ازش انتطاری بیشتر هم نمی‌توان داشت. فکر کنم برای دفعه‌ی اولش بوده که شاهنامه را کلا باز کرده و یا با چند تا جستجوی تو گوگل ۴ تا مطلب پیدا کرده که درباره زن در شاهنامه نوشته بودند و این هم از رویشان خوانده. (این هم بیتی درباره گردآفرید)

زنی بود برسان گُردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گُرد آفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید 

gordafarid شاهنامه‌ستیزی در کافه‌ رادیو %d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c

شبهه‌ای که پس از گوش دادن به این قسمت رادیو در ذهنها پدید می‌آید این است که اگر قصد نقد ابیات مخالف زنان در طول تاریخ ایران بوده چرا تنها به شاهنامه‌ی فردوسی بسنده شده و از کتب دیگر (که کم هم نیستند) سخنی به میان نیامده و اگر بحث تنها زن ستیزی در شاهنامه بوده چرا گوینده تنها به ابیاتی بسنده کرده که سهوا شنونده را به این گمان می‌اندازد که زن در شاهنامه موجودی خوار و کوچک شمرده می‌شده و هم‌چنرن چرا ابیاتی را که در ستایش زن و زنهای راست‌کار شاهنامه سروده شده  را برنگزیده .تنها هدفی که می‌توان از این سیر گفته‌ها و تفسیرها متصور شد شاهنامه‌ستیزی و ناپاک جلوه دادن شاهنامه و فردوسی از طرف کافه رادیو می‌باشد.

خوب شد همین نوشته‌ی آخری بود که به شاهنامه گیر دادم. حداقل باعث شد یک کمی اطلاعات خودم را بالا ببرم و کمی از کتابش و نوشته‌های مربوطه بهش را بخوانم. وگرنه من هم فکر می‌کردم این هم از شاهنامه.

در ادامه شماری از بیتهای شاهنامه که به مقام بالای زن پرداخته را می‌آورم و مطمینم شما استادتر از من تو تفسیرش هستید.

زن خوب رخ، رامش افزاى و بس 
که زن باشد از درد، فریاد رس‏
به زن گیرد آرام، مرد جوان 
اگر تاجدار است و گر پهلوان‏
هم از وى بود دین یزدان بپاى 
جوان را به نیکى بود رهنماى

 

ز سه چیز باشد زنان را بهی
که باشند زیبای گاه مهی
یکی آنکه با شرم و با خواستست
که جفتش بدو خانه آراستست
دگر انکه فرخ پسر زاید
او ز شوی خجسته بیفزاید او
سه دیگر که بالا و رویش بود
به پوشیدگی مویش بود

 

این هم قسمتی از داستانی که گوینده بهش استناد کرده بود، با خواندن حتی همین ۵ بیت قبلش هم می‌توانید معنی‌اش را درک کنید.

چو فرزند و زن باشدم خون و مغز
کرا پیش بیرون شود کار نغز
بدستور فرمود تا ساروان
هیون آرد از دشت صد کاروان‏
هیونان به هیزم کشیدن شدند
همه شهر ایران به دیدن شدند
نهادند هیزم دو کوه بلند
شمارش گذر کرد بر چون و چند
بدور از دو فرسنگ هر کس بدید
چنین گفت: کاین است بد را کلید
همى خواست دیدن سر راستى
ز کار زن آید همه کاستى‏
چو این داستان سر به سر بشنوى
به آید ترا گر به زن نگروى‏
به گیتى بجز پارسا زن مجوى
زن بد کنش خوارى آرد به روى‏
زن و اژدها هر دو در خاک به
جهان پاک از این هر دو ناپاک به

 

چند وقت پیش هم کامنتی گذاشته بودم و شکایتی از صدای گوینده‌ی رادیو کرده بودم (+) و در جواب شنیده بودم که از کسانی دارند استفاده می‌کنند که حرفی برای گفتن دارند. وای به حال دانشجویان ایرانی خارج از کشوری که چنین کسانی از میان آنها حرفی برای گفتن دارند و کس دیگری پیدا نمی‌شود.


۲۸ کامنت »         لینکک Share/Bookmark دی ۴م, ۱۳۸۵

من هم اگر جایشان بودم نمی‌خواستم چیزی را که خودم ساختم یکی دیگر بتواند تا حدودی برایش تصمیم بگیره، می‌خواستم بقیه فقط بیایند و در حدی که من برایشان تعیین کردم استفاده کنند و باعث بالاتر رفتن محبوبیت سایت من بشوند ولی تا آن‌جایی که من دوست دارم، البته قوانین مربوط به سایت را جوری می‌نوشتم که همه فکر کنند که من می‌توانم جز بالاترین‌ها باشم ولی خیلی سخت باشه جوری که تو محاسبات خودم کسی را بالا بالاهای سایتم نبینم، دارم درباره بالاترین صحبت می‌کنم، شاید شما هم باهاش آشنا شدید ولی من که چند روز پیش رفتم و سر به سایتش زدم با عبارت “حساب کاربر مورد نظر مسدود می‌باشد” مواجه شدم، منی که در حدود ۵۰ روز از عضویتم در سایت توانستم در ۱۰ نفر اعضای فعال سایت قرار بگیرم ( ده نفری که قدمتشان از من بسیار بیشتر می‌باشد و با درصد بالایی از احتمال همه‌اشان از مسیولین سایت محسوب می‌شوند) یا به عبارت دیگر من بین آنها غیر خودی به شمار می‌آمدم، برای همین بود که بعد از چند مدت که نتوانستم تحمل شوم از گردونه بازی کنار گذاشته شدم، داشتم فکر می‌کردم شاید باز هم روی ظرفیت ایرانی‌ها بیش از حد مجازش حساب باز کرده بودم، شاید باز هم گفتم نه اینها آدمهایی نیستند که با بقیه بشود مقایسه‌اشان کرد، گفتم اینها هر کدامشان دم و دستکی برای خودشان دارند، از کمانگیرش بگیر تا دچارش ( راستی دچار را معنی کردن عاشق یا همان شیدای خودمان ) و از بقیه‌اشان (‌مهدی ، بتا و … )

جریان از آن‌جایی شروع شد که در سیستم آزاد خودشان هر کسی می‌توانست لینک بگذارد و هر کسی هم بیاید و به لینکها امتیاز بدهد، البته جریان خیلی وقتها شروع شده بود،حتی قبل از این که نطفه‌ی این سایت بسته شود سایتهای دیگری هم بودند که به جمع آوری لینکهای محبوب می‌کردند و بقیه ازشان استفاده می‌کردند، تنها بدی‌اشان این بود و به نظر من هنوز هم هست که یک سری آدم خاص این سایتها را می‌گردانند و در نتیجه همه نوع سلیقه‌ای در سایتها نمایش پیدا نمی‌کند، سایتهایی مثل صبحانه، ولی بالاترین با این شعار آمد که شما لینک بدهید شما رای بدهید ما نمایش می‌دهیم ( یعنی امیدوارم با این شعار آمده باشد )، ولی این شعارها هنگامی خوب بود که شما هم جز آن آدمهای رده پایین سایتشان باشی، و وقتی که بخواهی به حریمشان تجاوز کنی ( فکر کنم اولین نفری بودم که توانستم جز ۱۰ نفر اول سایت بشوم و تا جایی پیش رفتم که یک موضوع هم اضافه کردم ) آنها هم چاره‌ای جز حذف تو نداشتند، بهانه‌هایی که ناشی از نمی‌گویم ندانستن بود، ( این را ببینید بحثی است درباره‌ی نحوه‌ی تگ گذاشتن) هر روز بیشتر می‌شد و هم‌چنین در نحوه‌ی فرستادن مطالب، در نحوه‌ی تگ گذاشتن به خصوص هر روز از کوچک و بزرگ به من تاختند و به نظر من هم اینها همه مقدماتی بود برای محدود کردن حساب کاربری و یا تبدیل شیدا به لینک دهنده‌ای مطابق سلیقه‌ی خودشان.

اگر بحث تگ گذاشتن را مطالعه کرده باشید متوجه خواهید شد که اگر از مسیولین سایت سوال شود که اکنون که شما حساب کاربری مرا بسته‌اند و اگر من شیدا دات کام را برای لینکهای خودم تگ نکرده بودم غیر از این لینک کدام لینک می‌توانست نشان از تلاش من برای بالاترین باشد که مطمینا جوابی برای این سوال نخواهند داشت.

همان‌طوری که در یکی از نوشته‌هایم هم گفتم یک سری کار دارم که بکنم و چه بهتر که خلقی را اذیت نکنم که فکر کنم تنها برایشان اذیت و آزاری بودم وگرنه همه‌ی لینکهای من را به پشیزی هم نمی‌گیرند، بماند که می‌توانم ادعا کنم که لینکهایی که ارسال می‌کردم هر هفته حداقل در ۱۰ تا از بیشترین بازدیدکننده های سایت بود و از تنوع بسیاری برخوردار بود، چیزی که به مزاغ دوستانی که در بالاترین نشسته بودند خوش نمی‌آمد. ( برای مثال قسمت عکس را ببینید و ببیدنید که عکسهای من با بقیه چه تفاوتهایی داشت ) راستی لینکهایی که در این چند مدت هم پست کردم و از همه بیشتر بازدیدکننده داشت هم از این قرار بودند :

و بسیاری دیگر که همه‌اشان را می‌توانید در ابربرچسب شیدا دات کام در بالاترین ببینید.

از من هم به شما نصیحت، اگر به این سیستم می‌روید همان کاری را بکنید که من در اوایل کردم و تنها لینکهایی را بگذارید که برای سایت خود تبلیغ کرده باشید، درست است که شاید کسی بهش امتیاز ندهد ولی گوگل که ایندکسش می‌کنه و شما را در رتبه بندی بالا می‌بره، یک‌بار مثل من خام نشین و بخواهین به بالاترین کمک کنین چون تا جایی که شما یک کم بهش کمک کنین برایتان خوبه و همینی که یک کم کمکتان زیاد شد ( مثلا امتیاز کاربری‌اتان بالا بره و کار یک سری دیگر تخته بشه ) مطمین باشید یا جایی در بالاترین نخواهید داشت یا اگر هم ماندید و همه ازتان استقبال کردند بدانید که فعلا برایشان مشکل ساز نیستید، اگر هم به هر صورت تصمیم به استفاده از این سیستم و شناساندن خود دارید مثل من برای خودتان یک تگ منحصر به فرد انتخاب کنید تا اگر یک موقعی حساب شما را هم بستند بتوانید ببینید که لینکهایتان چه بوده و یا اگر خواستید به لینکهایتان از سایت خودتان و یا وبلاگتان لینک بدهید به راحتی بتوانید.

البته بنده پیش بینی می‌کنم که بالاترین برای یک سری سایتها هم محدودیت ارسال لینک بگذاره،مثلا الان شما به sheida.com نمی‌توانید لینک بدهید چون احتمالا سایت من بوده و چون حساب من بسته شده آن سایت هم اخه، البته راههای بسیاری هست برای این منظور، امیدوارم مسیولین بالاترین این محدودیتها را بردارند وگرنه به راحتی می‌توان آدرس را عوض کرد و به مقصد مورد نظر لینک داد. ( اگر در این زمینه کمک خواستید حتما بهم بگین )





© Copyright 2002-2009 Sheida.com , All rights reserved