نوشتهها با برچسب ‘نوشته’
۱ کامنت »
لینکک
دی ۱۶م, ۱۳۸۸
بعد از مدتها یک متنی به دستم رسید. دوستی لطف کرده بود و از نوشتهام نقدی نوشته بود و به ایمیلم فرستاده بود. از این جنگولک پنگولکها آمده بود برایم وقتی که بازش کردم. یک فایل تکست بود. یادم رفته که چه جوری میشد این خرچنگ قورباغهها تبدیل به فارسی کنم. یادمه جوان که بودیم از فرانت پیج استفاده میکردم. حالا یک کاریش باید بکنم.
یادش به خیر، اولین بار بعد از مدتها که به یک ارور جاوایی خوردم بعد از مدتها کار نکردن با جاوا یک جایی ذخیرهاش کردم. اسکرین شاتش هم مدتی روی دسکتاپم بود. این هم شده تیریپ همان.
هفت همیشه خوش یمن بوده. یادم هستش که طی تحقیقی که در دوران راهنمایی کردم برای مقدس بودن عدد هفت در فرهنگ معین به تنهایی بالغ بر دو برگه مطلب پیدا کردم. این نوشته هم بنا بر آمار موجود هفت صدمین نوشتهی من هستش. نوشتهای که در اولین روز سال نو میلادی، در آخرین نقطهای از جهان که سال برش نو میشود، نوشته میشود. نوشتهای که تاریخش برابر با اولین روز دومین دههی سومین هزارهی سال میلادی (یا به قولی ترسایی) است میباشد. این هفت صدمین نوشته را به یمن خوش باید گرفت یا نه بعدا مشخص خواهد شد.
از آغازین روزهای نوشتارم بود که همیشه منتظر لحظهی سال نو بودم تا تولد شیدا را جشن بگیرم. شیدا در اولین روز از سال نوی چندین سال پیش پا به عرصهی وبلاگنویسی گذاشت. وبلاگی که فراز و نشیبهای بسیاری داشت ولی تا به اکنون به خوانندگان خود بالیده و همیشه ازشان یاد گرفته. توی این مدت مدید از بلایایی نبوده که دور نمانده باشد، از هک شدنهای اولیهاش بگیرید تا از دسترس خارج شدنش در ایران. ولی چیزی که همیشه سرپا نگهش داشته، لطف دوستانی هست که همیشه بهش سر میزنند و شاهدش هم تاکنون بالغ بر دوهزار کامنتی هست که برای نوشتههایش گذاشتهاند.
سرتان را با داستان همیشگی شیدا و داستان زندگیاش درد نمیآورم که خودتان بهتر از من میدانید ولی بگذارید برایتان داستانی تعریف کنم. این داستان قسمتی از یک کتابی است که دارم میخوانم. کودکی در این کتاب نقش بازی میکند که خیلی معمولی نیست و با همهی کودکان مدرسهاش فرق دارد. یکی از بزرگترین فرقهایی که داشته این بوده که تا کنون تولدش را کسی برایش جشن نگرفته. وقتی دوستانش ازش میپرسند که چرا مادر و پدرت چنین کاری نکردند جواب جالبی میدهد. میگه جشن گرفتن برای وقتی هست که به یک موفقیتی برسی، یک چیزی را کسب کنی. مادر و پدرم برای من جشن میگیرند وقتی که به خواستههایشان تمکین میکنم. وقتی که در مدرسه شاگرد اول میشوم. وقتی که به واسطهی تلاشم برای رسیدن به هدفی سختی میکشم. نه برای یادآوری یک خاطره.
جشن تولد گرفتن چیز بدی نیست و به نظر من با این استدلال نمیتوان به راحتی از کنارش گذشت. حالا هم که شیدا به این مرحله رسیده که در طی سالیان ۷۰۰ نوشته در خودش جا داده، از نظر من یک موفقیت هر چه قدر کوچک هست، اگر بیشتر از جشن تولدش نباشد. شاید ۷۰۰امین نوشتار شیدا سرآغاز کوچکی باشد برای جشن گرفتن دستاوردهای زندگی. شما هم بهش فکر کنید.

۵ کامنت »
لینکک
مهر ۱۶م, ۱۳۸۸
بالاترین در آخرین نوشتهاش، نوشته که شاید بخواهد دسترسی به سایتش را پولی بکند. بنده که خیلی باهاش مخالفم. شما هم نظر خودتان را تو این نظر سنجی اعلام کنید. هر چند که همهی بالاترینیها از این نظرسنجی باخبر نمیشوند، ولی حداقل باعث خواهد شد که دانش مدیران بالاترین در این راستا افزایش یابد و در تصمیمگیری آیندهاشان تاثیر داشته باشد.
 Loading ...
این هم قسمتی از نوشتهی وبلاگ بالاترین هست.
برنامهای برای «پولی» کردن ثبتنام داریم که مفصلتر درباره آن خواهیم نوشت. پیشنهادهایی همچون پرداخت حق عضویت سالانه وجود دارد. منتها ما هنوز تصمیمی در این مورد نگرفتهایم و دوست داریم که نظر شما را بشنویم.
۴ کامنت »
لینکک
اسفند ۲۲م, ۱۳۸۷
آخر خوب بلد نیستی چیزی را نگو، یا بگو که فکر کنم اینجوری باشد یا این که بگو که به نظر من اینجوری و نه بیا با قاطعیت استناد کن به این شعر فردوسی و ازش استفاده کن و زن ستیزی را به تاریخچهی اساطیری ایران هم پیوند بزن. که اگر فکر میکنی فردوسی با گفتن این بیت زن ستیز بوده، پس من هم هستم. بیتی (یکی از ابیات) که از فردوسی در این برنامهی کافه رادیو (که حیف آن وقتی که گذاشتم و برنامهاشان را گوش دادم) پخش شد این بود.
زن و اژدها هر دو در خاک به – - – جهان پاک از این هر دو ناپاک به
گوینده با استناد به این بیت چنین نتیجه گرفت که بله زن ستیزی از نخستین روزهای ایران وجود داشته و حتی فردوسی هم آن را نقل کرده. آخر برادر خوب اگر تو هم داستان آن قسمت شاهنامه را میخواندی متوجه میشدی که فردوسی منظورش همهی زنهای روی زمین نبوده و زنانی که سرشت پلیدی دارند را به مانند اژدهاهایی تشبیه کرده که بهتر هست هر دوتایشان از روی زمین نابود شوند.
اصلا کسی که گردآفرید (به ضمهی گ و به معنی پلهوان آفریده شده) را به صورت گردآفرید (به کسرهی گ و به معنی آفریده شده به صورت دایره) بخواند ازش انتطاری بیشتر هم نمیتوان داشت. فکر کنم برای دفعهی اولش بوده که شاهنامه را کلا باز کرده و یا با چند تا جستجوی تو گوگل ۴ تا مطلب پیدا کرده که درباره زن در شاهنامه نوشته بودند و این هم از رویشان خوانده. (این هم بیتی درباره گردآفرید)
زنی بود برسان گُردی سوار
همیشه به جنگ اندرون نامدار
کجا نام او بود گُرد آفرید
زمانه ز مادر چنین ناورید

شبههای که پس از گوش دادن به این قسمت رادیو در ذهنها پدید میآید این است که اگر قصد نقد ابیات مخالف زنان در طول تاریخ ایران بوده چرا تنها به شاهنامهی فردوسی بسنده شده و از کتب دیگر (که کم هم نیستند) سخنی به میان نیامده و اگر بحث تنها زن ستیزی در شاهنامه بوده چرا گوینده تنها به ابیاتی بسنده کرده که سهوا شنونده را به این گمان میاندازد که زن در شاهنامه موجودی خوار و کوچک شمرده میشده و همچنرن چرا ابیاتی را که در ستایش زن و زنهای راستکار شاهنامه سروده شده را برنگزیده .تنها هدفی که میتوان از این سیر گفتهها و تفسیرها متصور شد شاهنامهستیزی و ناپاک جلوه دادن شاهنامه و فردوسی از طرف کافه رادیو میباشد.
خوب شد همین نوشتهی آخری بود که به شاهنامه گیر دادم. حداقل باعث شد یک کمی اطلاعات خودم را بالا ببرم و کمی از کتابش و نوشتههای مربوطه بهش را بخوانم. وگرنه من هم فکر میکردم این هم از شاهنامه.
در ادامه شماری از بیتهای شاهنامه که به مقام بالای زن پرداخته را میآورم و مطمینم شما استادتر از من تو تفسیرش هستید.
زن خوب رخ، رامش افزاى و بس
که زن باشد از درد، فریاد رس
به زن گیرد آرام، مرد جوان
اگر تاجدار است و گر پهلوان
هم از وى بود دین یزدان بپاى
جوان را به نیکى بود رهنماى
ز سه چیز باشد زنان را بهی
که باشند زیبای گاه مهی
یکی آنکه با شرم و با خواستست
که جفتش بدو خانه آراستست
دگر انکه فرخ پسر زاید
او ز شوی خجسته بیفزاید او
سه دیگر که بالا و رویش بود
به پوشیدگی مویش بود
این هم قسمتی از داستانی که گوینده بهش استناد کرده بود، با خواندن حتی همین ۵ بیت قبلش هم میتوانید معنیاش را درک کنید.
چو فرزند و زن باشدم خون و مغز
کرا پیش بیرون شود کار نغز
بدستور فرمود تا ساروان
هیون آرد از دشت صد کاروان
هیونان به هیزم کشیدن شدند
همه شهر ایران به دیدن شدند
نهادند هیزم دو کوه بلند
شمارش گذر کرد بر چون و چند
بدور از دو فرسنگ هر کس بدید
چنین گفت: کاین است بد را کلید
همى خواست دیدن سر راستى
ز کار زن آید همه کاستى
چو این داستان سر به سر بشنوى
به آید ترا گر به زن نگروى
به گیتى بجز پارسا زن مجوى
زن بد کنش خوارى آرد به روى
زن و اژدها هر دو در خاک به
جهان پاک از این هر دو ناپاک به
چند وقت پیش هم کامنتی گذاشته بودم و شکایتی از صدای گویندهی رادیو کرده بودم (+) و در جواب شنیده بودم که از کسانی دارند استفاده میکنند که حرفی برای گفتن دارند. وای به حال دانشجویان ایرانی خارج از کشوری که چنین کسانی از میان آنها حرفی برای گفتن دارند و کس دیگری پیدا نمیشود.
دسته : ادبی, فرهنگی
برچسب : cafe radio, ferdowsi, gordafarid, shahnameh, فردوسی, نقد, نوشته, کافه, گوگل, گرآفرید, women, ایران, ایرانی, تاریخ, رادیو, زمانه, زن, شاهنامه, شاهنامه ستیزی, شاهنامهستیزی, شعر,
گروهی از کاربران ویکیپدیا قصد دارند اصلاحیهای را به ویکیپدیا اضافه کنند که از این پس برای نمایش متون تغییر یافته در ویکیپدیا، تغییرات نه به صورت آنی بلکه پس از تایید گروهی که نام آنها را گروه معتمدین گذاشتهاند به انجام برسد. البته این گروه معتمدین گروهی از پیش تعیین شده و انتصابی نیستند و هر کسی در ویکیپدیا میتواند به این گروه راه پیدا کند و جزو آنها شود.
این روش برای ویکیپدیای آلمانی امتحان شده و بسیار خوب جواب داده و اگر چند وقت دیگر دیدید که تغییرات شما در ویکیپدیای انگلیسی به سرعت در صفحهی تغییر داده شده نمایش داده نمیشود تعجب نکنید. البته این تنها برای ویکیپدیای انگلیسی هستش و تا به بقیه زبانهای دیگر از جمله فارسی برسد کلی راه مانده، اصلا اگر برسد چون تعداد کاربرای فارسی خیلی کمتر از انگلیسی هست و پیدا کردن چنین کاربرانی خیلی سخت خواهد بود.
لینک این مطلب در سینت
دسته : وب
برچسب : فارسی, نوشته, ویکی, ویکیپدیا, کاربران, گروه, پدیا, Wikipedia, آلمانی, انگلیسی, تایید,
بدون کامنت »
لینکک
شهریور ۹م, ۱۳۸۷
البته با وردپرس کارهای خیلی زیادی میتوان کرد، یکیاش ساخت وبلاگه. اگر از هر کسی بپرسید میتواند این را بهتان بگوید. ولی کارهای بسیار زیاد دیگری هم میتوان کرد که در هر نوشته به یکیاشان خواهم پرداخت.
تصمیم گرفتم یک سری نوشتهی ساده در رابطه با وردپرس بنویسم و تو این نوشتهها کارهایی را که غیر از وبلاگ درست کردن با وردپرس میشود انجام داد را معرفی کنم، البته بسیاری از شماها حتما با این نوع فعالیتها آشنا هستید ولی این کار به نظر من میتواند فرهنگسازی خوبی دربارهی وردپرس باشد.
یکی از کارهایی که به راحتی میتوان با وردپرس انجام داد ایجاد یک فتوبلاگ هستش. فتوبلاگها چندین وقت پیش با استفاده از پیکسلپست درست میشدند. مشکل پیکسل پست این بود که چیزهایی مثل widget در وردپرس ندارد، تعداد پلاگینهایش خیلی کم هست و تمهایش هم بسته به نسخهی پیکسلپست فرق میکند (شما کلی میگردی و یک تم خیلی باحال پیدا میکنی، آخرش میبینی که این تم به این نسخه پیکسل پستت نمیخورد.) چیزهایی که تو وردپرس کاملا حل شده. اگر شما بتوانید یک فتوبلاگ بر پایه وردپرس بسازید به راحتی میتوانید از انبوه پلاگینهای وردپرس استفاده کنید، پلاگینهایی مانند رای دادن به عکسهایتان، ایجاد نقشهی سایت برای وبلاگتان، فروش عکسهایتان با استفاده از پلاگینهای آماده برای فروش محصولات در وردپرس.
فتوبلاگ من را اگر ندیدید به آدرس www.sheida.com/photo و به نام Eye میتوانید ببینید.
۱ کامنت »
لینکک
خرداد ۳۱م, ۱۳۸۷
خوب شد این را دوباره پیدا کردم، یک چیزی کم بود همیشه اینجا، حالا درسته همه چی، خرده نوشتهها را داشته باشید که میآید.
Bluehost
|